الان که بعد از 6 تا 7 ماه دارم از سازمانی که مدتی در آن کار کردم خارج می شوم به موضوعی پی بردم که تا به حال به آن دقت نکرده بودم. وقتی که در اين سازمان شروع به کار کردم، وقتی ميزان حقوق مورد تقاضايم را پرسيدند، گفتم برايم مهم نيست، فقط مشخص باشد چقدر است، ولی رقمش مهم نيست.
حال می گذريم که آن رقم هم مشخص نشد، ولی الان پی بردم که اشتباه بزرگی کردم. يکی از عواملی که اهميت سرمايه معنوی که يکی از اجزاء ان نيروی انسانی متخصص است را به مديران می نماياند، هزينه ای است که بابت حقوق برای آن پرداخت می کنند. يعنی اگر فردی را با حقوق حداقل در استخدام خودتان داشتيد، خيلی برايتان مهم نيست که آن فرد چه کاری انجام می دهد، و هيچوقت به خودتان زحمت نمی دهيد که کارهائی که او می تواند انجام دهد را ارزيابی کنيد و از توانائيهای او استفاده کنيد. ولی وقتی حقوق زيادی برايش پرداخت کرديد، ديگر هر کاری را به او نمی دهيد، مثلا کارهائی که يک نيروی ساده هم از پسش برمی آيد را به او نمی سپريد و حواستان است که حداکثر استفاده ممکن را از او بکنيد و به اين ترتيب هم ارزش سرمايه معنوی حفظ می شود و هم با خلق دانش بيشتر ارزش آن مضاعف خواهد شد.
1 comment:
Salam Hamid,
Thanks for your comment, and nice blog...
Best
Ali
Post a Comment